می‌شنیدم فحش و خر می‌راندم رب یسر زیر لب می‌خواندم

از سبب گفتن مرا دستور نی ترک تو گفتن مرا مقدور نی

هر زمان می‌گفتم از درد درون اهد قومی انهم لا یعلمون

دكتر سروش در يك سخنراني در سال 98 به تفضيل ايت الله خميني را توصيف نموده است. به گمان من اين داوري و حلاجي بسيار منصفانه بود.اما از آن مهم تر بازتاب نظرات مردم درخصوص اين داروي بود. اين داوري هاي مردمي عموما در اپوزوسيون خارج از كشور بود شايد بهتر باشد بگوييم همه داوري ها از طرف اپوزوسيون بود. در اين داوري ها بسياري از سخنان پر رنگ و درشت او نقد شده بود مثلا اين كه سروش گفته بود خميني عالم ترين زمامدار تاريخ ايران بود. يا مثلا اينكه خميني مردمي ترين زمامدار تاريخ ايران بود. من با بيشتر بخش هاي داوري سروش موافقم اما مهم ترين و بهترين و پرمغز ترين بخش اين داستان پاسخ هاي مفصل سروش به نقدهاي مردمان بود. در جايي خيل طرفداران خميني با طرفدارن هيتلر و موسيليني سنجيده شده بود. درجايي علم فقاهت و عرفان خميني با علامه طباطبايي و ملا هادي سبزواري قياس شده بود. .... گفتگوي مفصل و دامنه داري است. حيفم آمد كه نقد و شرحي بر آن نباشد...در ادامه بر آن مي نويسم.