با اجازه از دكتر صادق زيبا كلام
|  |
ماايرانيان عقب مانده و واپس زده نيستيم. مشكل ما بي هدفي؛ سردرگمي تاريخي و بي نظمي اجتماعي است. اين بي نظمي كشاكش و معظلات اجتماعي؛ اقتصادي و سياسي را به جاي ثبات و وحدت به جامعه و تاريخ محنت بار ما ارمغان داده است.اين علل و سبب مارا به اينجايي رسانده است كه بي گمان شايستگي و تناسبي با آن تمدن عظيم و پرشكوه ندارد و اينك تا رفع اين علل ما فقدان و دور شونده از آن فرهنگ متناسب با ان ديرينه و تمدن هستيم. دراين گفتار ريشه هاي اين سردرگمي و بي نظمي تشريح شده.
مشكلات
كلان بي نظم كننده و بلا تكليف ساز جامعه
ايراني:
الف- تعيين
تكليف نشدن اصالت تجربه بشري و بالطبع ان بلا تكليفي مدل سياسي جامعه و سرگرداني
ايده ال آن بين استبداد؛ آريستو كراسي و دموكراسي.
ب-
ناشناس ماندن طبقات اجتماعي و نيازهاي آنها و بالطبع نبود مدل مسالمت آميز و
سازشكارانه براي ارضاي نيازهاي اجتماعي طبقات مختلف جامعه و توليد طبقات مختلف
ناراضي علني و پنهان در جامعه ايراني
ج- بي
مطالعه ماندن تاريخ اقوام؛ زبانها؛ اديان و رسوم و عقايد مردمان ايران زمين و
بالطبع ان مفهوم نشدن و بدست نيامدن وحدت ملي
د- عدم
درك صحيح از مدل واقعي توزيع قدرت در جهان امروز و نپذيرفتن اصل ديناميسم قدرت و
عدم بهره برداري از ان در جهت منافع ملي كه هنوز خود منافع ملي هم ناشناخته است.
ه-پرورش
افراد به جاي نظريات و ارا در اذهان عمومي و در پي ان فقدان نظام فكري اجتماعي