تا پيش از مطالعه اثار اديان مانوي و مزدكي تصور مي شد كه منشا دين زرتشتي يك دوگانگي محرز است و آن جدال بين خير وشر يا همان اهورامزدا و اهريمن بوده است.

شرق شناسان مادي گرا مانند نيچه و ماركس هم علاقه داشتند كه اين تضاد را درقالب ديالتيك مادي تفسير كنند و به عقايد خود پيشينه و اصالت ببخشند.

اما مطالعات نشان مي دهد كه ريشه دين زرتشت به خدايي يگانه به نام زروان معتقد بوده است. اين خداي يگانه بسيار شباهت به همان الله دارد اما نوع رفتار و خصوصيات آن در داستانها و افسانه ها آميخته با خرافات و مسايل سطحي است. گاتها قديمي اوستا وجود خداي زروان يا خداي زمان را به صورت تلويحي تاييد مي كند. شايد ازبين رفتن اوستا بر پوست نوشته شده در دوران اشكانيان و فراموش شدن اوستاي گفتاري دوره هخامنشيان سبب اين انحراف از يگانگي به دوگانگي در دين زرتشت شده است. همه اديان داستان خلقت اهريمن و اهورامزدا را تقريبا به يك شكل نقل مي كنند؛ اديان آشوري؛ مصري؛ بابلي؛ يوناني  و.. همه آنها باور دارند كه نيكي و بدي و خداي و خدايگان آنها داراي خداي برتري بوده اند ولي به دلايلي چندگانگي خدايگان را بديهي و اثبات خداي يگانه را ضروري نمي ديده اند. بت پرستي و پيكر تراشي در تاريخ بر خلاف اعتقاد بسياري از ديرينه شناسان كهنگي كمتري نسبت به چند خداي پرستي و يكتا پرستي دارد. اما اثبات كهنگي يكتا پرستي بر چند خداي پرستي در متون ديني قديمي و سنگ تراشه ها و اثار باستاني كار آساني نيست ولي بنابر ايات قران وتورات يكتا پرستي بر چند خداي پرستي از زمان خلقت آدم ابولبشر كه ابتدا تاريخ شمرده مي شود قدمت و پيشي دارد.

اما زروان چيست؟

پيش از پاسخ به اين پرسش بايد بگوييم كه خداي زروان فلسفي ترين خدا دربين اديان باستاني است. تصور كنيد كه همه خلقتها براي خلقت خود و انجام اعمال و افعال خود نيازمند يك چيز ضروري و اوليه باشند. به نظر شما آن نياز اوليه چيست؟ آيا مي توانيد تصور كنيد كه بدون وجود موجوديت زمان خلقت چه مبنايي مي توانست داشته باشد؟ البته بر اساس تعاليم اسلام خداوند براي خلقت نيازمند زمان نيست ولي ديگران بدون داشتن زمان حتا با داشتن همه ابزارها و پيش نيازها نمي توانند شيئي را بيافرينند. براساس تعاليم دين زرواني خداي زمان زروان نام دارد. زمان پيدايش اين خدا برخلاف هورمزد و اهريمن مشخص نيست و ازلي است. برخلاف مفهوم بالاي زروان دردين زرواني و زرتشت و مانوي مفهوم وچگونگي خلقت هورمزد و اهريمن جنبه افسانه اي دارد و آميخته با مسايل سطحي و بدوي است.

باور به زروان مفهوم تضادآميز توحيد در اديان ايراني را ازبين مي برد و بسياري از مسايل فلسفي اين اديان در خصوص زمان ومكان و واجب الوجود و علت العلل را داراي پاسخ مي نمايد.

نكته ديگر كه از بررسي دين زرواني نتيجه گيري مي شود رابطه دينهاي مهرپرستي و زرتشتي است. يكي از خدايان مثبت كه توسط هورمزد آفريده شد خداي نور و مهر است كه براي مقابله با تاريكي و زشتي آفريده شد. اين خداي به قدري در مقابله با اهريمن و جلوه هاي آن موثر بود كه بعدها توسط شاخه اي زرتشتيان به عنوان يك فرقه وبعدها به عنوان يك دين جداگانه پرستش و ستايش گرديد. اين نوع دين سازي تقريبا در همه اديان اسلام و يهوديت و زرتشتي تكرار شده است. صابئيان در يهود؛ مزدك و ماني و ميترائيسم در زرتشتي و فرق مختلف شيعه و ثني در اسلام .

درايين زرواني نحوه آفرينش هستي ؛ خدايگان و فرشتگان به نوعي مراحل آفريينش زمين و اسمان در هفت مرحله همانگونه كه در قران وتورات توضيح داده مي شود را تاييد مي نمايد. اين تشابه و تاييد نشان مي دهد كه باورهاي درست براثر گذر زمان و ساده انگاري مردمان واحيانا تحريف موبدان و روحانيون زرتشت يا فراموشي و گم شدن اسناد مذهبي به شكلها عاميانه يا ناشيانه تغيير شكل داده شده است.

مرجع كتاب اصل ونصبهاي ايراني نوشته...