برنامه قران براي زندگي(تفسير ايه 2 سوره جمعه)
يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه(جمعه-2)
ايا قران براي زندگي برنامه مكتوبي دارد و دراين برنامه منطق و رعايت مقتضيات انسانها ديده شده است؟ ايا اين برنامه اجرايي است و انسان با انجام ان به اهداف مشخص و ملموسي مي رسد. چند روز پيش در يكي از شبكه هاي ماهواره اي شخص معروفي آيه 2 سوره جمعه را بررسي و تجزيه و تحليل مي نمود نام شبكه وشخص شايد بحث برانگيز باشد ولي مضمون و برداشت ارايه شده جالب بود. مطالب عينا با اندكي تغيير از طرف خود ارايه مي شود.
خداوند دراين ايه چهار قدم براي رسيدن به زندگي درست و صحيح به صورت برنامه وار به انسان ابلاغ مي شود اين برنامه از طرف خداوند به پيامبر براي رساندن آن به انسانها ابلاغ شده است.
قدم 1: يتلو عليهم اياته: شناساندن نشانه هاي خدا به انسان. انسان اگر باور الهي را از ذهنش حذف كند هم مي تواند زندگي راحت و صحيحي براي خود انتخاب كند ولي در انجام ان دردسرهايي خواهد داشت البته بسياري از دين داران هم كه به ظاهر خدا را مي شناسند و مي پرستند درد سرهاي بزرگتري دارند. آنها چه بسا گمراه تر و مضر تر از افراد بي دين ولي راست كردار باشند.اگر نشناخت و اعتقاد خدا با قدم هاي تكميلي همراه نباشد خاصيت و كاركردي نخواهد داشت و چه بسا شناخت محسوب نشود. شناخت خدا حيرت و توجهي در انسان بايد بوجود اورد چرا كه ذلا خداوند بزرگ وعظيم است و فراي تصور و درك بشري است. اين شناخت نبايد سبب و توجيه شدن ترس و تنبلي در انسان بشود بلكه بايد منجر به پيدا كردن جايگاه انسلان در هستي بشود. اگر انسان از شناخت خدا جايگاه و خصوصيات خودش را درهستي به درستي شناخت انوقت انسان خدارا تا حدي شناخته است. من عرف نفس فق عرف ربه هم همين معني را دارد. انسان درعين قدرت ضعيف است درعين عالم بودن جاهل است درعين توانايي ضعيف است و... انسان ضعيف پر ظرفيت است. انسان روح بلند در جسم ضعيف دارد. خواسته هاي عالي و فاني همراه باهم دارد و همراه در معرض سقوط و صعود است. اين مسايل بدون شناخت و درك هرچند ناچيز از ذات عالي خداوند ممكن نيست. براي اين شناخت بايد مدام در هستي دنبال ديدن؛ شنيدن و تفكردر باره نشانه ها ي خدا وند باشيم.
قدم2:وقتي منبع برگ كشف شد ؛ قوانين اين استيلاي بزرگ مشخص شد؛ جايگاه انسان در هستي مشخص شد بايد تسويه و تصفيه بزرگي در انسان رخ بدهد بايد انسان با جايگاهش هماهنگ شود. نمي شود در جايگاه و بارگاه بزرگ و زيبا لباس زشت و تن الوده و روي چركين داشت. نمي توان در محفل انس و صفا گريان و كينه توز بود. نمي توان در دستگاه زادن وخلقت در پي خرابكاري و انهدام بود نمي توان در فضاي نشر علم و شناخت و تازه شدن با افكار پوچ وسطحي زيست. اگر هماهنگ نشوي انكار كه نيستي ؛ بيرونت مي اندازند از خودشان طردت مي كنند و ازجايگاه و بارگاه رانده مي شوي به جاي همنشيني با صاحب خانه و بارگاه يا به بيرون خانه مي اندازندت و يا همنشين چارپايان و سفلگان دم در خانه مي شوي. بايد تزكيه شوي. شناخت نشانه بدون پاك شدن معنا ندارد چرا كه ادم ناپاك فكر پاك ندارد. ستاره را در اسمان براي پيدا كردن مسيرو رسيدن به مقصد مي جويند ولا ديدن ستاره در اسمان به تنهاي خود و بدون قدم برداشتن و وتوشه بردن چه معنايي دارد؟ نقشه خواندن و مسافت دانستن بدون طي راه كاربردي ندارد.
قدم3: اكنون تو مي شناسي و پاكي و مي تواني بفهمي و عالم شوي اگر نشناسي و پاك نباشي هرچه ياد بگيري علم نيست . دنيا و درون و كيهان پيرا مون تو همه قابل تسلط با علم است اما علم بدون شناخت و پاك بودن زشتي را زيبايي تفاوت قايل نيست. تجاوز و قتل و دزديدن و ... هم علم مي خواهد. ساختن وبخشيدن و عدل و ايثار هم علم مي خواهد اين كجا و آن كجا؟ انسان قبل از علم بايد علم علم بداند. ترتيب كلمات و عبارات در قران حمكت هايي دارد. 300 سال است بشر مدرن شده است به اندازه تمام خلقت الودگي هوا و تخريب جنگل و نمود بيماري جديد درست كرده است. 100 سال است كه رفاه به درجه اعلا رسيده است و روز به روز به صفر شدن عاطفه نزديك تر مي شويم با سرعت هرچه تمام تر.20 سال است كه هر زور بيشتر از روز قبل انفجار اطلاعات مهيب تر مي شود اما چقدر از اين اطلاعات براي كمك به زندگي امان استفاده مي كنيم؟ چرا؟ چونكه توحيد و تزكيه پيش نياز علم نبوده است بلكه گيجي و منفعت طلبي بشر ملاك بشر بوده است. براي همين گفته شده كه و يعلمهم الكتاب بعد از توحيد و تزكيه.
قدم 4:رسيدن به حكمت: خيلي ها مي گويند نفهميدم حكمت خلق و آفرينش چه بود. حق هم داريم نه توحيد داريم نه تزكيه و نه علم هيچ چيزي هم نمي فهيم خيلي هم درست است نبايد هم بفهميم. مي گويند سيد جمال الدين اسد ابادي يك برنامه سه ساله در مصر داد كه اصول مشخصي در ان رعايت مي شد نزول تعطيل شد؛ رفت و آمد زياد شد. بدهكارها كم شدند. فاحشه ها توبه كردند. كسب رونق گرفت اعتمادها جان گرفت وچه و چه .... فقط به خاط اينكه چند تا دستور اسلام سفت وسخت رعايت شد طوريكه مردم هم باورشان نمي شد كه اين قدر تحول در زندگي انها اتفاق بيافتد. اگر عمل بعد از شناخت درست انجام شود حكمت خود به خود متولد و كشف مي شود. حكمت خلقت شناخت و عمل درست است كه علم صحيح و راست و نافع را توليد مي كند.