ما همه سرگشته ايم نمي دانيم كجاييم و به كجا مي رويم. اواره حقيقت هستيم. كارمان شده است گرسنه شدن؛ خسته شدن؛ ارزو كردن و خوردن خوابيدن و رسيدن به خواسته ها و خسته شدن از داشتن خواسته ها واين است مسير و سرانجام زندگي بدون حريم. اگر درست و بي ازار باشيم مدام مشغول اين كارها هستيم وگرنه كه سرگرم زدن و بردن و حسودي و خشم و خيلي خواستن و مدام خواستن و بي حد خواستن هستيم و هيچ كس از دست و زبان و فكر و چشم ما در امان نيست. اين است سرگذشت آدمياني كه ندانند حريم چيست. حرمت يعني چه؟ و محرم كيست؟

انسان نمي داند كه بين زادن و مردن محرم مي شود! انسان نمي داند كه بين تكبير تا سلام در نماز فرصت محرم شدن دارد! انسان نمي داند كه بين سحر تا افطار ميهمان حريم خداست ان هم با بهاي ارزان چند ساعت تحمل گرسنگي وحتا از اول تا پايان رمضان باز هم محرم و محرم خداست چه گرسنه چه سير و چه خواب و چه بيدار!

وتو چه مي داني كه محرم شدن يعني چه ؟ محرم يعني حاضر و اماده بودن در برابر او و انهم از نوع اگاهانه اش يعني همان صلي شدن دربرابر او در صلوة و نماز و همه اينها به خاطر اين است كه در حجابيم . حجاب زمان و مكان ومعنا. درحج با يك درجه تخفيف حجاب مكان از بين مي رود و به كمك حجاب زمان مي ايد؟ حجاب زمان همان حواس پرتي هنگام ايستادن به نماز است. همان شمردن روزهاي گرم و گرسنگي رمضان است. همان عادي شدن و روزمره شدن روزهاو شبهاي رمضان است. همه به خاطر اين است كه انسانيم و ضعيف و فراموشكار

وزماني كه مرگ فرا مي رسد حجاب معنا كنار مي رود

مكه حريم شبيه سازي شده از عرش و ميقات اسماني خداست و حجرالاسود نشانه و سنبل اوست. اگر اهل مكه هم باشي بايد براي محرم شدن به تنعيم ؛ حعرانه يا حديبيه بروي و اين يعني كه همه حريم را فراموش مي كنند حتا انانكه در كنار و درون حريم اند.

گام بردار! دلت را بلرزان و تشويش رسيدن به جايي كه تاكنون تجريه و شايستگي بودن در ان بودن را نداشته اي به درون خود ميهمان كن كه تو لحظه لحظه به حريم نزديك مي شوي . اينكه تو به ذولحليفه يا همان مسجد شجره نزديك شده اي ! تو پاكي و بي چيز و نداري انچه كه تورا ازديگران متمايز كند و تو تنهاي تنها به نزديك او مي ايي كسي بين تو و او نيست و تو درحريمي و محرم و محرم *خواهي شد.

يكي با ميم زبر دار به معناي نزديك شدن و ديگري به معناي در محدوده امدن