شعري از فاطمه قرة العين
گر به تو افتد نظرم چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی ديدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
ميرود از فراق تو خون دل از دو ديده ام
دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرين خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صيد نموده مرغ دل
طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو
در دل خويش "طاهره" گشت و نديد جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو
فاطمه زرّين تاج (طاهره قرّة العين)
و البته ناگفته نماند استاد محیط طباطبایی این شعر را انتحالی از قطعه ی میرزا طاهر وحید (ق12) دانسته اند. و اینک مخمس میرزا طاهر وحید در ذیل می آید:
ساقی عشقت ای صنم! زهر ستم سبو سبو ریخت به
ساغر دلم با می غم کدو کدو
چند دوم من از غمت گوشه به گوشه سو به سو گر به تو افتد نظرم چشم به چشم و رو به رو
تا به ره محبتت پای طلب نهاده ام بر رخ دل در الم از ستمت گشاده ام
تا قدمم به سر نهی خاک نشین چون جاده ام از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
در عقب تو جان من هست چو سایه ات روان بسته به زلف و گیسوت رشته جان عاشقان
از چو توئی گسستن
مهر وفا نمی توان
رشته به رشته ، نخ به نخ ، تار به تار ، پو به پو
بارجدایی تو را بس که به جان کشیده ام
بس که چو طفل لاله من خون جگر مکیده ام می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله ، یم به یم، چشمه به چشمه ،جو به جو
ریخت مگر بنفشه بر صفحه یاسمین، خطت یا که فکنده سایه بر زهره مه جبین، خطت
خون شده نافه را جگرتا شده چین به چین ، خطت داده دهان وعارض و چهره و عنبرین خطت
غنچه به عنچه ، گل به گل ،لاله به لاله ، بو به بو
در غمت از جگر فغان، آه ز دل بر آیدم گیسوی حلقه حلقه ات دام بلا نمایدم
لحظه به لحظه دم به دم خون ز دودیده زایدم ازرخ و چشم و زلف و قد، ای مه من، فزایدم
مهر به مهر و دل به دل ،طبع به طبع و خو به خو
تا شده استخوان من با سگ کویت آشنا محض وفا توئی، مرا غیر تونیست مدعا
مانده به زیر بال غم گردن مطلب هما
صفحه به صفحه ،سر به سر پرده به پرده تو به تو
